تبلیغات
تمام دل - پست های اسفند 1385
تمام دل




عید نوروز [تمام دل , ]



 اول از همه :

سال نو مبارک

...

و دوم اینکه :

میخوام دست دعا به آستان خداوند بلند کنم ... میشه تو هم با من" آمین " بگی؟

....

ای خدای بزرگ و مهربون من ...

پیش روی درگاهت ایستادم .... با همه گناهانم و همه خطاهایی که مرتکب شدم ... و هنوز هم به درگاهت چشم امید بسته ام ...

خداوندا ... در این سال جدید که پیش روی ماست  ... با تموم قلبم ، دست نیاز به درگاهت بلند میکنم ...

خدای من ...به حق بزرگی خودت ظهور آقا امام زمان رو نزدیک بگردان ...

پروردگارا ... به حق فاطمه زهرا (س) به تمام بیماران شفای عاجل عنایت بفرما ...

معبودا ... آرزوی تمام آرزو مندان را برآورده کن ، برای بی کسان کس باش ... و برای بی پناهان ، پناه

خدای مهربان من ، خدای بزرگ من ، ...

در این سال جدید ، مشکل همه جوانان رو آسون کن ، و برای تمام مردم دنیا زندگی ای در صلح و آرامش و نیکی قرار بده .... حق مظلوم رو از ظالم بگیر ،  ونیازمندان رو به نیازشان برسون ...

خدایا ، همه دوستان و آشنایان ، کسانی که میشناسم و نمیشناسم ، همه رو در پناه خودت حفظ بفرما ....

خدایا ی بخشنده من ... به تو سپردم اونی رو که فقط تو میدونی کی بود و کجا رفت ....

خداوندا ، روح پدر و برادرم و تمام درگذشتگان رو غریق دریای رحمت خودت قرار بده ....

به مادرم عمرطولانی و  با عزت ، به خواهرم آینده ای روشن ، و به برادرم موفقیت روز افزون عنایت بفرما ...

... خداوندا ... به من کمک کن توی این سال نو ، اون طوری باشم که بخاطرش آفریده شدم ، به موفقیت هام مغرور نشم ، و در ناکامی ها نا امید نگردم ... کمکم کن حق کسی رو ضایع نکنم و دلی رو نشکنم ،

یاری ام کن فرزند خلفی برای والدینم باشم ....  و بنده ای مومن برای تو که پروردگار بزرگ منی ...

آمین یا رب العالمین

....

 

هر روزتان نوروز ... نورزتان پیروز ...



نوشته شده توسط ناهید گنجور در  سه شنبه 29 اسفند 1385 و ساعت 12:03 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




السلام علیک یا علی بن موسی الرضا [تمام دل , ]



سلام آقا جون ،

دارم این نامه رو برات می نویسم ، چون امسال هم مثل سالهای گذشته نمیتونم بیام به پابوست .

دلم خیلی تنگ بود ، تنگ صفای نگاهت ....

دستم به جایی نمی رسید ، نه به در خونه ات و نه به ضریح مقدست ...

فقط .... پشت این درهای بسته ، منم و یه دل که خیلی شکسته ....

آقا ، میشه برات درد دل کنم؟ ... از راه به این دوری صدای منو میشنوی؟ .... صدای کسی که توی خونه خودش غریبه .... 

تو که غریب نوازی آقا ، این دل غریب رو هم صدا بزن ... آقا ... می دونم اگه صدام بزنی ، هیچی تو دنیا نمیتونه مانع اومدنم بشه .

پس چرا صدام نمیزنی؟ ... این همه اشتیاق رو می بینی ، اما دوست نداری بیام به پابوست؟ ... اگه بدونی... اگه بدونی چقدر دلم پر می زنه برای صفای حرم ات ... شاید من اونقدر روسیاهم که فراموشم کردی

اما آخه ... تو که بی انصاف نیستی ،

آقا ، دلم خسته است ، ... مثل یه قطره که از دریا جدا مونده باشه . ... قطره  سرگردون دلم هوای دریای پاک عشقتو کرده آقا ...

خونه تو یه تیکه از بهشت گمشده منه ... 

آره ، من ... من دستم به حرم پاکت که پر از عطر فرشته هاست نمیرسه ....

اما ، این دل شکسته رو ، از پشت این همه راه ، همراه زائر هات ، پیشکش می فرستم ،

تا شاید  دلم خادم یه گوشه از حرم ات بشه ....

می دونم ، میدونم که صدامو میشنوی، می دونم ... آقا جون  ... میشه منم صدا کنی؟... میشه یه نگاهی هم اینجا بندازی... آخه نگاهت مرحم شکسته های دل منه ....

آقا جون ...توی این سال جدید که داره میاد .... میشه منم صدا کنی؟

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ....یا ضامن آهو ...



نوشته شده توسط ناهید گنجور در  شنبه 26 اسفند 1385 و ساعت 11:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




هیچی [تمام دل , ]



  

خواستم مثل همیشه شعری بنویسم ، از حرفهای ناگفته ای .... از حرفهایی که پشت شیشه خاطرات ، زندونی شدن

اما...

چه شعری توی دنیا هست که بتونه از احساس من بگه؟

گفتم : پس چیزی بنویسم ...

اما .... مگه جز سکوت حرفی هم برای گفتن داشتم؟ ... همون بهتر که حرفام زندونی سکوت بشن !!

آخه کلمات احساسم مثل یه اسب وحشی که اسیر حصار شده باشه ... وحشی و سر کش هستن

یه اسب وحشی وقتی آزاد بشه فقط فرار می کنه ...

می بینی که ...

کلمات احساسم مثل یه اسب افسار گسیخته دارن فرار می کنن ...

و چی می مونه؟

من و یه جاده و یه آسمون پر غبار ....

دیگه هیچی نمیگم.... یعنی چیزی ندارم که بگم ... جز یه سکوت ...

فقط همین ....

 



نوشته شده توسط ناهید گنجور در  چهارشنبه 23 اسفند 1385 و ساعت 06:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




نشانه ها [تمام دل , ]



             نشانه ها

ایستاده ام

زیر سایه ی ستاره ها ...... 

دست می کشم به قاب خاطرات

_ گریه می کند خیال من _

....

آه ای ستاره ها ......... ستاره ها  ...... سلام ...

...

کاش من شبی پرنده می شدم

می گذشتم از دریچه های شهر : بوسه می زدم بر آسمان شب ...

می گرفتم از نشانه های بی نشان خبر ....

...

آه می کشد ضمیر شعر هام ...

من پرنده نیستم ... چرا ؟ ... چرا؟

...

چون درخت پیر و خسته ای ، ریشه در زمین دوانده ام

...

کاشکی اگر پرنده نیستم

لا اقل

مأ منی برای لانه ی پرنده ای شوم ...

شاید آن پرنده هم به رسم عشق ...

از نشانه های بی نشان من ، خبر بیاورد ...

...

ناهید*

 



نوشته شده توسط ناهید گنجور در  شنبه 19 اسفند 1385 و ساعت 03:03 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 19 اسفند 1385 و ساعت 03:03 ق.ظ

() نظر
       




بهار [تمام دل , ]



                 

بهار بهار ....

چه اسم آشنایی....

صدات میاد .... اما خودت کجایی؟

وا بکنیم پنجره ها رو ... یانه؟

تازه کنیم خاطره ها رو ... یا نه؟



نوشته شده توسط ناهید گنجور در  پنجشنبه 17 اسفند 1385 و ساعت 09:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




[تمام دل , ]



                               

شب سردیست و من افسرده

راه دوریست و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده ...

میکنم تنها از جاده عبور

دور ماندند ز من آدمها

سایه ای از سر دیوار گذشت ...

غمی افزود مرا بر غمها ....

فکر تاریکی و این ویرانی ، بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی ...

... نیست رنگی که بگوید با من:

اندکی صبر سحر نزدیک است ....

هردم این بانک برآرم از دل .....

واااااااااااای این شب چقدر تاریک است .........!

.

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم ...؟

مثل این است که شب ، نمناک است ....

دیگران را هم غم هست به دل ...

غم من لیک ، غمی غمناک است ......

سهراب سپهری



نوشته شده توسط ناهید گنجور در  یکشنبه 13 اسفند 1385 و ساعت 09:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




شانه های شب [تمام دل , ]



سرم را بر شانه های شب می گذارم

و شب ...

شانه خالی می کند از تشویش گیسو هایم

که مثل آیه ی این درد ... بلند و سیاهند

.

اشک های خاموشم را

به انگشت های رویا می سپارم

و رویا ....

انگشت هایش را به خاک های فراموشی می مالد

تا عصاره های نگاهم ، لکه دارش نکنند

.

برای قصه قصه مهم نیست

که صورت من

فوّاره ی خواهشی است

و اعماق نگاهم .... فریاد بی صدای ندایی ....

....

برای قصه مهم نیستم .... نیستم ...

ناهید*



نوشته شده توسط ناهید گنجور در  چهارشنبه 9 اسفند 1385 و ساعت 10:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




فراتر [تمام دل , ]



            

می تازی ، همزاد عصیان !

به شکار ستاره ها رهسپاری

دستانت از درخشش تیر و کمان سرشار

اینجا که من هستم

آسمان خوشه کهکشان می آویزد

کو چشمی آرزو مند ؟؟

......

بیداری ات را جادو می زند

سیب باغ تو را پنجه دیوی می رباید

و _ قصه نمی پردازم _

در باغستان من ، شاخه ی بارور خم می شود

بی نیازی دست ها پاسخ می دهد

در بیشه ی تو ...

آهو سر می کشد

به صدایی می رمد

در جنگل من ، از درندگی نام و نشان نیست

در سایه _ آفتاب دیارت قصه ی  خیر و شر می شنوی

من شکفتن ها را می شنوم

و جویبار از آن سوی زمان می گذرد

...

تو در راهی ....

من رسیده ام

...

اندوهی در چشمانت نشست ....

رهرو نازک دل ....

میان ما راه درازی نیست ........ لرزش یک برگ ....

 

سهراب سپهری



نوشته شده توسط ناهید گنجور در  دوشنبه 7 اسفند 1385 و ساعت 05:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




به وبلاگ من خوش آمدید
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

ناهید گنجور (99)
سید داوود حسینی (10)


موضوعات

تمام دل (108)


 آرشیو

آبان 1387 (1)
مهر 1387 (1)
مرداد 1387 (1)
خرداد 1387 (1)
فروردین 1387 (2)
اسفند 1386 (1)
بهمن 1386 (1)
دی 1386 (1)
آذر 1386 (1)
آبان 1386 (2)
مهر 1386 (1)
شهریور 1386 (1)
مرداد 1386 (1)
تیر 1386 (3)
خرداد 1386 (2)
اردیبهشت 1386 (4)
فروردین 1386 (3)
اسفند 1385 (9)
بهمن 1385 (2)
دی 1385 (2)


بازم هست اینجاكلیك كن تا صفحه بعدو بخونی

1 2





لینكستان

  ابی

  دف و کوزه

  اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست

  یه پرچم عشق

  پسر ایرونی

  وبلاگ احد

  برگ سبز

  یک آسمان غروب

  وقتی دلم حرف می زنه

  آسمون آبی

  بیا تا برایت بگویم

  مسافر خدا

  راه سبز

  پائیز ۸۵

  کلوپ عطش

  نغمه های تنهایی شقایق

  منگولستان!!!

  به ما چه!!!

  دریچه ای به سوی ملکوت

  خاله ریزه وقاشق سحر آمیز

  درد دل یک دختر تنها





لینكدونی
متن کامل کتاب شازده کوچولو ... آنتوان دوسن اگزوپه ری (-)
یک کلیپ عاشقانه (-)
کلبه چوبی (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی