نشان []

سراغت را از راههای گمشده می گیرم
و نشان تو را
در چشم های رهگذران می جویم
.
سکوت بی پناه مرا صدا نمی زنی
و من از هیچ شروع می کنم
و به انتهای آمدنت می رسم ....
....
ناهید*
نوشته شده توسط ناهید گنجور در چهارشنبه 15 آبان 1387 و ساعت 06:10 ب.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 15 آبان 1387 و ساعت 06:15 ب.ظ
()
نظر
کلبه عشق [تمام دل , ]
چراغ خانه روشن ماند و رفتی نگاهم در نگاهت ماند و رفتی دل از مهر من و این خانه کندی دلم نزد دلت جا ماند و رفتی ... ناهید*
نوشته شده توسط ناهید گنجور در چهارشنبه 10 مهر 1387 و ساعت 01:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
عشق پر پر [تمام دل , ]

از من چه مانده دیگر؟ _ یک تک درخت بی بر _ . گمگشته هرچه پیدا شب، جان گرفته از سر . تنهائی و من و اشک یاد وداع آخر . شعر مرا شکسته عشقی که گشته پر پر ...
ناهید*
نوشته شده توسط ناهید گنجور در چهارشنبه 9 مرداد 1387 و ساعت 07:07 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 9 مرداد 1387 و ساعت 06:07 ق.ظ
()
نظر
دریچه [تمام دل , ]

نشسته ام کنار لحظه کشدار انتظار و سهم من از تو دریچه ایست که آسمان چرک و چروکی همیشه منظره هایش را به عکس های ساده و بیرنگ بدل می کند .....
نوشته شده توسط ناهید گنجور در سه شنبه 14 خرداد 1387 و ساعت 02:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
قصه [تمام دل , ]
 متن آرام سادگی ام را ذات بی نام قصه می آلود . آنکه می زد دم از بهانه ی عشق در نیام فریب می آسود . من شبیه ترانه ام بودم او شبیه مه ای که بود و نبود . شعر های مرا که پر شد از عشق به گذشت زمانه می بخشود . من و چشمی به راههای بلند او و قلبی که شد اسیر رکود . گوهر سرخ رنگ قلب مرا گاه رفتن ز سینه ام بربود .... ناهید
نوشته شده توسط ناهید گنجور در پنجشنبه 15 فروردین 1387 و ساعت 03:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[تمام دل , ]
 سال نو مبارک
نوشته شده توسط ناهید گنجور در پنجشنبه 1 فروردین 1387 و ساعت 04:03 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 1 فروردین 1387 و ساعت 04:03 ق.ظ
()
نظر
سمت بی سوی نگاه من [تمام دل , ]

تو یه لبخندی رو لبهای خیال تو یه افسانه و افسانه محال
تو همون شعری که نا نوشته موند اون که قصه گفت و قصه مو نخوند
تو یه مقصدی که بی نشونه ای معنی گریه ی بی بهونه ای
تو که اسمت آخرین پناهمه عاشقت شدم همین گناهمه
سمت بی سوی نگاه من شدی لحظه ای پیدا همیشه گم شدی .... ناهید*
نوشته شده توسط ناهید گنجور در پنجشنبه 2 اسفند 1386 و ساعت 06:02 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
خواب بوسه [تمام دل , ]

هر شب از ترانه می رسی صبح ... از ترانه کوچ می کنی * خواب بوسه را نگاه کن... راز چشم های من برای لحظه های رفته برملاست * دست های تو همیشه نور های دور را به چشم های غرق خواب من تماس می دهند * سر بهانه های ساده درد می کند تو از بهانه های ساده رد شدی و هیچ چیز به خاطرات روزهای رفته وصل نیست ... * سر بهانه های ساده ام همیشه درد می کند بهانه ای شبیه اینکه خواب دیده ام .... ناهید*
نوشته شده توسط ناهید گنجور در چهارشنبه 24 بهمن 1386 و ساعت 12:02 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
|